تبليغاتX
گلهای مندرس
هر پنجره ای را که باز می کنم , پرندگان , خسته از راه می رسند

نمی شود

بی ساحل

بی خورشید

کنارش بایستم

 

دریایی که می بینم

نه آرام است

نه سرخ

نه مدیترانه

 

تنها

جایی ست

که می توانم

 با خیال راحت دست و پا بزنم

و بی صدای بلند

فریاد

 

دریایی که می بینم

نه روزی از من شروع شده  و

نه شبی در تو پایان می گیرد

افق

از اینجا رفته است 

و ماهی ها

مدام

به من فکر می کنند...

 

در یایی که می بینم...

دریایی که می بینم...

 

کاش

 تو را

از پنجره ای می دیدم

تا با آمدنت آن را ببندم

 

 

توسط:  جوادزاده      

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ما دو نفر   |