|
هر پنجره ای را که باز می کنم , پرندگان , خسته از راه می رسند
|
" به گلهاي بيشتري نياز دارد، گيسواني كه در باد بلند مي شود"
من موهايم را مي بندم تا باد را از خانه بيرون كرده باشم
و گلهايت را در گلدانم خشك مي كنم
پرده تكان مي خورد و گلها را به رقص مي آورد
_" اما به گلهاي بيشتري نياز دارد گيسواني كه در باد بلند مي شود"
درز پنجره را مي گيرم و دهان همه را مي بندم.
در گوشم مي وزد...
_گلهاي بيشتر...به گلهاي بيشتري نياز دارد...
گوشها را از گوشواره جدا مي كنم و از پنجره پرت مي كنم بيرون!
_اما به گلهاي...
صدا دور مي شود
و من موهايم را باز مي كنم.
توسط:سعیده جوادزاده